دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

30

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

عبد الله بن مولاى ارباب قهستان بودند . مقدمه را درباره شخصيتهاى برجسته اين دوره با اشاره‌اى به شيخ على بن على قوشچى ( سابق الذكر ) به پايان مىبريم . او از سال 729 / 9 - 1328 حاكم ايلخانان در خراسان بود . پس از مرگ اربابش ، جانشين طغاتيمور چنگيزى شد و حمايت اميران خراسان را به دست آورد و بر روى سكه‌ها نام خود را به‌عنوان سلطان ضرب كرد و دستور داد در خطبه‌ها نيز همين عنوان را براى وى به كار برند . بنابراين در كنار خان جديد كه به‌هرحال شخصيت قاطع و توانايى نداشت ، از مقام و موقعيت متنفذى برخوردار شد . با توجه به اين واقعيت كه در اين ايام ( 737 / 1337 ) مدعيانى چون آرپاگاون و موسى خان در داعيه خود ناكام شده بودند ، براى طغاتيمور مشكلى وجود نداشت تا بدون دسته‌بندى در ساير نواحى قلمرو حكومتى ، جايى كه سلطه و سياست در دست شاهزادگان نسبتا قوى بود ، خود را مطرح سازد . لشكركشى او به غرب ايران كه نخستين اقدام نظامى او بود ، با اين هدف صورت گرفت كه امپراتورى ايلخانى را در يد قدرت خود قرار دهد . امّا در حين لشكركشى ، بين اميران رقابت درگرفت و لذا ارغونشاه و عبد الله مولاى كه از قدرت روبه افزايش على قوشچى متوهم شده بودند ، از طغاتيمور جدا شده و با قشون خود عقب‌نشينى كردند . پيوستن شمار زيادى از سپاهيان مغول به طغاتيمور كه از حسن بزرگ شكست خورده بودند ( نظير موسى خان كه به دو اشاره شد ) ، رويگردانى و سست‌پايى آنان را جبران و تا حدى متعادل ساخت . با اين همه ، اين لشكركشى مصيبت‌بار بود ؛ چون شيخ حسن بزرگ جلايرى در جنگ سلطانيه شكستى فاحش به اين قشون وارد ساخت ؛ جنگى كه طغاتيمور حتى نخواست بشخصه نتيجه آن را ببيند . در اين ايام نوبت انتقامجويى امير ارغونشاه فرا رسيد . او رقيب خود شيخ على قوشچى را كه پيشتر شكست داده بود در بسطام دستگير ساخته و به قتل رسانيد و سر او را نزد حسن بزرگ فرستاد ؛ با اين پيام كه اين سر همان كسى است كه در محو امتيازات خراسانيان دست داشته است . سپس به طغاتيمور پيوست و اميرالامراى او گرديد . حاكمى كه از سوى حسن بزرگ حاكم خراسان شده بود ، شخصى به نام محمد مولاى شكست خورد و به قتل رسيد . چنين مىنمايد كه آل جلاير در تلاش براى سلطه دوباره بر شرق ايران به سمت ارغونشاه و نه طغاتيمور برگشته باشند . گرايش خانوادگى آنان به چنگيزيان ( پيش گفته در بالا ) و تحولات بعدى بيانگر اين مسأله است . حسن بزرگ حتى در اين زمان هم بر آمادگى خان براى پذيرش امتيازات حساب مىكرد و به خوبى دريافت كه يگانه علقه و توجه او بازپسگردانى امپراتورى مغولان ايران تحت قدرت خويش است ؛ و در واقع اين ارزيابى تأثير زيادى در زمينه‌پردازى پيشنهاد اتحاد داشت كه در سال 738 / 1338 پس از شكست در جنگى عليه حسن كوچك چوبانى به طغاتيمور ارائه داد . خان اين